|
|
|
|
|
اجرای تخصصی پایان نامه های روانشناسی:اجرا
، مشاوره و راهنمایی تخصصی پایان نامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته
روانشناسی در اسرع وقت با قیمت تفاوقی
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:50 توسط modir
|
|
||
|
|
|
|
|
امروزه هستند دانشجویانی که به دلایل مختلف فرصت
انجام پروژههای انفرادی(پایان نامه) دوره کارشناسی یا کارشناسی ارشد خود را
ندارند،اگر شما نیز به دلیل شاغل بودن ، عدم دسترسی به راهنمایی های مناسب
، مشکلات شخصی ، زمان کم برای تحویل پایان نامه و یا به هر دلیل دیگر
خودتان فرصت نوشتن پروژهها و پایان نامه های کارشناسی یا کارشناسی ارشد
راندارید،این وبلاگ می تواند شما را در آخرین گام اخذ لیسانس یا فوق لیسانس
تان یاری کند. هر جای ایران که هستید می توانید روی همراهی ما حساب کنید. اگر فرصت کافی برای نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد یا پایان نامه دوره کارشناسی تان را ندارید ما در اسرع وقت پایان نامه شما را برای دفاع و ارائه آماده می کنیم. هر جای ایران که باشید می توانید با یک تماس تلفنی پایان نامه و پروژه خود را سفارش دهید و از طریق ایمیل به صورت word تحویل بگیرید. می توانید موضوع را خودتان انتخاب کنید ، واگر در انتخاب موضوع مشکل دارید ما موضوع برایتان پیشنهاد می کنیم. تلفن تماس:09358105480 ایمیل:a_pishghadam@yahoo.com |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:48 توسط modir
|
|
||
|
|
|
|
|
آغاز سخن
امروزه فعاليتهاي روانشناختي ، کتب روانشناسي ، مراکز مشاوره و ساير مقوله هاي مرتبط با علم روانشناسي جايگاه خاصي در زندگي انسان احراز کرده است. در سالهاي اخير با توجه به سياست گذاريها و جهت گيريهاي جوامع در ايران نيز شاهد حمايت و تبليغات در زمينه مسائل روانشناختي هستيم و اين امر به وضوح در صدا و سيما ، روزنامه ها ونشريات ، دستورالعملهاي ادارات ، سازمانها و مدارس ديده ميشود . دراين ميان با توجه به رونق رو به افزون فعاليتهاي روانشناسي امکان سوء استفاده يا عدم استفاده بهينه از اين خدمات وجود دارد و هر چه ميزان آگاهي و اطلاعات مردم نسبت به نحوه استفاده و دسترسي به منابع قابل اعتماد و علمي بيشتر گردد به همان ميزان تاثير مداخلات روانشناختي و جايگاه علم روانشناسي در مقام شايسته خود بيشتر معلوم گرديده و امکان سوء استفاده از اين رشته که متاسفانه در جامعه ايراني مظلوم واقع گرديده است کاسته خواهد شد.
روانشناسي چيست ؟
روانشناسي علم مطالعه رفتار و فرايندهاي ذهني تعريف ميشود ؛ با توجه به اين تعريف ميتوان گفت که مطالعه در تمام زمينه هاي مربوط به کليه رفتارهاي انسان ، ساير موجودات زنده و حتي رفتارهاي جوامع و فرهنگها نيز ميتواند به روانشناسي مرتبط گردد علاوه بر آن فرايندهايي همچون تفکر ، حافظه ، احساس و ادراک و ساير مقوله هاي شخصيتي و رواني نيز در حيطه مطالعات روانشناسي ميباشد از آن رو گرايشات بسياري نيز زير مجموعه اين علم گسترده ميباشد که از آن جمله ميتوان به روانشناسي باليني ، عمومي ، تجربي ، تربيتي ، سلامت ، صنعتي ، کار ، فرهنگ ، تبليغات ، ژنتيک ، خواب و غيره نام برد که هرکدام نيز به نوبه خود به زير مجموعه هاي تخصصي تري تقسيم ميگردند.
روانشناس کيست ؟
مسلما همچون ساير علوم در عرصه روانشناسي نيز به کسي ميتوانيم عنوان روانشناس را اطلاق نماييم که حداقل در يکي از رشته هاي روانشناسي داراي مدرک ليسانس يا بالاتر باشند. در اين ميان سروکار اکثر مردم با آندسته از روانشناسان ميباشد که در مدارس ، بيمارستانها و يا کلينيکهاي روانشناسي و مشاوره اي بعنوان مشاور يا درمانگر فعاليت ميکنند لذا بهتر است در همين جا به تعريف سه فعاليت اصلي راهنمايي ، مشاوره و رواندرماني بپردازيم تا انتظارات و ذهنيتمان نسبت به خدمات روانشناختي روشنتر گردد .
راهنمايي : در عرصه روانشناسي سه کاربرد وسيع دارد : 1) راهنمايي آموزشي 2) راهنمايي شغلي 3) راهنمايي کودک در اين روش معمولا مراجعه کننده سوالاتي دارد که روانشناس به آنها پاسخ ميدهد و در موارد لازم توصيه هايي ميکند که از سوي مراجعه کننده پذيرفته ميشود لذا براي حل مشکلات اساسي و پيچيده روانشناختي شيوه مناسبي نميباشد .
مشاوره : فرايندي فعال و پوياست که درآن روانشناس در تجربيات مراجعه کننده خود شريک شده و به او کمک ميکند تا با بازبيني مسائل خود تصميمات موثر و کارآمد را انتخاب نمايد نه اينکه روانشناس آنها را نصيحت کند و بگويد که چه بکنند ويا چه نکنند.
رواندرماني : عميق ترين نوع مداخلات روانشناختي ميباشد که در زمينه اختلالات و بيماريهاي رواني بکار گرفته ميشود. رواندرماني فعاليتي هدفمند ، تخصصي و بسيار ظريف است که نيازمند آموزش ، هنر درمان ، مهارت و تسلط خاص ميباشد . مانند رواندر ماني وسواس يا افسردگي نکته قابل ذکر اينست که مداخلات روانشناختي و اثر بخشي آنها در يک جلسه امکان پذير نبوده و نيازمند سلسله جلسات مستمر ميباشد حتي در بسياري از موارد جلسات پيگيري بعد از اتمام دوره نيز لازم و ضروري است لذا نگرش پزشکي به فعاليت روانشناسان بدينصورت که پس از يک معاينه نسخه اي به صورت دستورات درماني ارائه گردد و در يکي دو جلسه ختم يابد مسلما ديدگاهي غير علمي و غير روانشناختي ميباشد.
چه کساني به روانشناس مراجعه ميکنند ؟
همه انسانها حتي خود روانشناسان نيز در برخي از برهه هاي زندگي با چالشهاي خاصي مواجه ميگردند که نيازمند مراجعه به متخصصين روانشناس ميباشند. خوشبختانه امروزه ديدگاه غلطي که مبني بر استفاده صرف ديوانگان از خدمات روانشناختي بوده تعديل يافته است و نقش مشاوران و روانشناسان در عرصه تربيت ، بهداشت ، ازدواج ، خانواده و زندگي اجتماعي انسانها غير قابل انکار است. مشکلاتي همچون انتخاب رشته ، انتخاب شغل ، انتخاب همسر، افسردگي ، وسواس ، اضطراب ، اعتياد ، مشکلات جنسي ، شکستهاي عاطفي ، استرس کار و حتي دردهاي جسماني ميتوانند دلايل موجهي براي مراجعه به روانشناساني ميباشد که حتما آموزشهاي لازم در زمينه مسائل مشاوره اي ويا روانشناسي باليني را ديده اند و زير نظر اساتيد مجرب دوره کار ورزي را گذرانده و مهارتهاي لازم را کسب کرده اند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:47 توسط modir
|
|
||
|
|
|
|
|
رشد زبان کودک
انسان دو توانش مهم دارد : يکي حس اخلاقي و ديگري زبان توانايي برقراري ارتباط با بکار گيري جمله و کلمه . زبان از بخشهاي مهم ميراث زيست شناختي انسان است . در فاصله کوتاه بين 5/2 تا 3 سالگي کودکان از مرحله اداي کلمه به گفتن جملات درست پيشرفت مي کنند . کودکان به کمک زبان نيازها ، حالات دروني و نگرش هايشان را به ديگران تفهيم مي کنند . در يک سالگي برخي از کودکان به هنگام گرسنگي ، کلمات ساده اي مثل شير يا آب را بيان مي کنند . زبان به انسان کمک مي کند اشيا را در مقوله هاي نمادي و زبان شناختي رده بندي کند . زبان، انسان را قادر مي سازد تا امور مختلفي را که خصوصيات مشترکي دارند، طبقه بندي کند مثل کلمه پرخاشگري که اعمال مختلفي دارد .
توليد واج در کودک :
در حدود سه ماهگي کودکان به هنگام بازي صداهاي مصوت گونه از خود درمي آورند . اين صداها اولين واج هايي است که کودک توليد مي کند . در حدود 5 يا 6 ماهگي همه ي کودکان بطور ناگهاني شروع به غان و غون کردن مي کنند و فراواني ميزان غان و غون کودک فقط ميزان هيجان زدگي کودک و علاقه ي او را به ابراز هيجان به شکل صدا درآوردن را نشان مي دهد .
صداهاي معني دار :
در حدود يک سالگي غالب کودکان اولين صداهاي معني دار را توليد مي کنند . اولين کلمات کودکان معمولا نام افرادي است که کودک بيشتر با آنان سروکار دارد و از اشيا نام آنهايي را ياد مي گيرد که يا تغيير مي کنند يا بيشتر با آنها بازي مي کند . کودک نام حيوانات و اشياء متحرک را زودتر از نام گياهان و اشياي ثابت ياد مي گيرد . نام غذا ، پوشاک و اسباب بازي هايي را که جابجا کردنش برايش آسان است بيشتر ياد مي گيرد مثل : توپ ؛ آب ؛ پوف . ولي اشيائي را که نمي توانند در آن ديرتر ياد مي گيرند مثل : ميز ؛ ديوار ؛ پنجره . از يک کلمه اي که کودک 2 ساله بيان مي کند معمولا نمي توانيم بفهميم چه مي گويد مگر آنکه بدانيم در چه زمينه اي حرف مي زند ( توجه به بافت و محيط ) . کودکان بيش از کلماتي که بيان مي کنند ، مي دانند . روانشناسان مي گويند توانايي گيرند گي زبان کودکان معمولا بيش از توان توليدي آنهاست . کودکان از يک تا سه سالگي حدوداً پنج برابر کلماتي را که بيان مي کنند مي دانند ؛ اما در شش سالگي معمولا 13 هزار کلمه مي دانند .
بيش گستري و کم گستري :
معنايي که کودکان به کلمات نسبت مي دهند غالبا با معنايي که بزرگسالان به کلمات نسبت مي دهند تفاوت دارد . آنان برخي از کلمات را بيش گستري مي کنند ؛ سگ ممکن است به گربه و گاو و يا هر حيوان چهار پاي ديگر هم اطلاق شود . بيش گستري کودکان معمولا براساس شباهت هاي ادراکي در شکل ، اندازه ، صدا يا جنس و حرکت است اما کودک برخي از کلمات را کم گستري مي کند يعني به معناي محدود تري به کار مي برد مثلا يک کودک نه ماهه کلمه ي ماشين را فقط براي ماشين هايي که در خيابان حرکت مي کنند به کار مي برد نه به عکس ماشين يا ماشينهاي پارک شده در خيابان . بيش گستري در توليد گفتار بيشتر معمول است تا در درک مفهوم . بيش گستري مدت محدودي دارد و وقتي کلمه جديد را ياد مي گيرد از بين مي رود مثلا وقتي کودک نام گاو را ياد گرفت آنرا از سگ تمييز مي دهد
اولين جملات :
همچنان که کودک به اواسط دو سالگي نزديک مي شود وقتي واژگان گفتاري آنان به پنج کلمه رسيد دو کلمه را کنار هم گذارده و اولين جمله را آغاز مي کند ؛ مثل آب بده . جملات دو کلمه اي کودک فقط اسم و فعل دارد .
جملات پيچيده :
وقتي که کودک شروع به کاربرد جملات ساده چهار کلمه اي کرد و توانست بر علائم صرفي مثل جمع و علائم ملکي تسلط يابد به خودي خود جملات پيچيده در گفتارش ديده مي شود کلمه ي ربط (( و )) به طور کلي اولين کلمه ربطي است که کودک در سال سوم ياد مي گيرد و به کار مي برد .
تاثيرات محيطي در زبان : کودک زبان را در پايگاههاي اجتماعي مختلف مي آموزد . بسياري از نظريه پردازان فرض را بر اين دارند که مادر است که به ميزان زيادي محيط زباني اوليه کودک را شکل مي دهد . مادران به هنگام حرف زدن با کودک خود زبان متفاوتي به کار مي برند که به آن گفتار مادرانه گفته مي شود . جملات بکار برده شده توسط مادر معمولا کوتاه و از لحاظ دستوري درست است . اين نوع گفتار رشد اوليه ي زبان را تسهيل مي کند .
تفاوت هاي زباني در طبقات اجتماعي مختلف :
کودکان خانواده هاي طبقه ي متوسط به طور کلي در تمام اندازه گيري هاي استاندارد و توانش هاي زباني از کودکان طبقه ي پايين نمره ي بيشتري مي آورند ؛ شايد يکي از دلايل اين امر اين است که : مادراني که متعلق به طبقات اجتماعي متفاوتي هستند به نحو متفاوتي با فرزندان خود حرف مي زنند .
منبع : رشد و شخصيت کودک : پاول هنري ماسن ؛ ترجمه ي مهشيد ياسايي
تهيه کننده : مريم زبردست |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:44 توسط modir
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاقیت
تعريف خلاقيت : خلاقيت نوعي توانايي است که در آن فکر، پاسخ نو ، بديع و ايجاد طرحي با ارزش که از نظر جامعه ارزشمند است . اجزاي خلاقيت : آمابيل ( 1993 ، 1983 ) چارچوبي براي خلاقيت طرح نموده که شامل عناصر و عوامل اصلي خلاقيت است . 1- انگيزه :
که هريک بترتيب وابسته به: الف) ميزان اوليه انگيزه دروني براي آن کار ب )وجود يا فقدان عوامل بيروني مشخص در محيط ج ) توانايي هر فرد در کاهش محدوديتهاي محيطي 2- مهارتهاي مربوط به خلاقيت :
که هريک بترتيب وابسته به : الف) تربيت ب ) تجربه در توليد ايده هاي نوين ج ) خصوصيات شخصيتي 3- مهارتهاي مربوط به قلمرو يا موضوع :
لازم براي انجام کار
که هريک بترتيب وابسته به : الف) توانايي هاي شناختي ب ) مهارتهاي حرکتي ، ادراکي ، فطري ج ) تعليم و تربيت رسمي و غير رسمي عوامل و موانع خلاقيت را به دو دسته ي فردي و محيطي ( دروني و بيروني ) مي توان تقسيم کرد . عوامل فردي و دروني مربوط به ويژگي هاي فردي و شخصيتي و عوامل محيطي و بيروني مربوط به رابطه فرد با ديگران است . مهارتهاي خلاقيت با ارزشهاي فکري زير توام است : 1) شکستن عادات (( کنار گذاشتن شيوه هاي قبلي فکري و استفاده از شيوه هاي جديد )) 2) تعويق قضاوت يا تاخير ارزيابي 3) درک پيچيدگي 4) ادراک توام با خلاقيت يا متفاوت ديدن 5) تفکر وسيع فرايند حل خلاق مسئله : مسئله يابي – ايده يابي – راه حل يابي خلاقيت وقتي مشخص مي شود که کار او در ارتباط با ديگران بررسي شود . به منظور رشد خلاقيت بايد به افراد فرصت تفکر داده شود . تفکر را به دو نوع تفکر تقسيم مي کنند :
ارائه ي بهترين پاسخ .
ارائه ي پاسخها و راه حلهاي جديد که همان خلاقيت است . نيمکره ي راست مغز بيشتر مربوط به توانايي واگرا است بنابراين بايد توانايي نيمکره ي راست تقويت شود . رابطه ي هوش و خلاقيت : عموما اعتقاد بر اين است که وجود هوش در افراد ، خلاقيت را افزايش مي دهد اما تحقيقات چيز متفاوتي را نشان مي دهند . هوش و خلاقيت هر طور که تعريف شوند جدا اما مرتبط با هم در نظر گرفته مي شود . در سال 1950 گيلفورد تمام قدرت خود را بکار بست که به همه بقبولاند زمينه ي اصلي روانشناسي بايد درک پديده ي خلاقيت را مقدم بر همه چيز شمرد و نظريه هاي متداول که آزمونIQ استعداد خلاقيت را مي سنجند ، اعلام نمايد . ويژگي هاي دانش آموزان و دانشجويان خلاق:
هوش افراد نابغه بالاتر از 140 است در حالي که افراد خلاق بهره ي هوشي بين100—120 دارند . لزوما هم خلاق ها ، نابغه و سرشار از هوش نيستند . روشهاي علمي پرورش خلاقيت:
خلاقيت از سه عنصر اساسي : 1 ) سيالي : ارائه ي نظرات مختلف و پاسخهاي متعدد با استفاده از (( بارش مغزي )) . منظور از بارش مغزي اين است که شرايطي فراهم شود که فرد هر چه پاسخ به ذهنش مي آيد و يا نظرات مختلف در مورد يک موضوع را ارائه دهد . 2) انعطاف پذيري : يعني ايده هاي مختلفي که شخص بيان مي کند همه دريک طبقه نباشد . 3) ابتکار هم باشد : يعني پاسخهاي فرد تازه و جديد باشد .
منابع :
تهيه و تنظيم کننده : يلدا پولادي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:43 توسط modir
|
|
||
|
|
|
|
|
اختلالات خوردن و بی اشتهایی
همه ما دوست داريم تصوير مثبتي از ظاهر و شخصيتمان نزد ديگران داشته باشيم . ايا تا به حال فكر كرده ايم تصوير ذهني ما از بد نمان و شكل و وزنمان چگونه است؟ بيشتر دختران ظاهر طبيعي بدنشان را دوست ندارند و مي خواهند از هر راه ممكن خود را مطابق الگوهاي خاص تغيير دهند . در اين بين حتي دختراني كه استخوان بندي درشتي دارند نيز سعي ميكنند خود را شديدا لاغر كنند . اصرار به داشتن بدني متناسب و ايده ال گاه منجر به گرفتن رژيم هاي افراطي و خطرناك مي شود (بي اشتهايي عصبي) و يا فرد غذا را در مدتي محدود مي خورد اما عمدتا ان را بر مي گرداند (جوع).
بي اشتهايي عصبي :
بي اشتهايي عصبي يك اختلال رواني مي باشد كه طي ان فرد علي رغم گرسنگي از خوردن غذا به حد كافي امتناع مي كند و وزن زيادي كم مي كند . معمولا اين بيماري به دنبال رژيم گرفتن عادي اغاز مي شود و در اين شرايط فرد علي رغم لاغري زياد تصور معوجي از بدن خود دارد و خود را چاق تر از حد طبيعي و واقعي خود مي داند . احتمال وقوع اين بيماري در زنان به ويژه در سن 13_30 سالگي بيست برابر مردان است .
علايم شايع :
كاهش وزن به ميزان حداقل 15% از وزن طبيعي ِ ترس زياد از چاقي ِ افسردگي ِ عدم تحمل سرما ِ همچنين برخي از افراد مبتلا به اين بيماري از خود اختلالاتي نشان مي دهند كه مشابه اختلالات شخصيت در بيماران اسكيزوفرنيك است . انها معمولا در خود فرو مي روند و با واقعيت بي ارتباط مي شوند و بعضي ديگر خصوصيت افراد نوروتيك را دارند .
علل بيماري : علل دقيق اين بيماري ناشناخته است اما علل احتمالي ان عبارتند از :
علل شخصيتي : نارضايتي فرد از خود و يا اختلالات شخصيتي مثل افسردگي .
هنجارهاي اجتماعي : فراگيري و تاكيد جامعه به لاغري به عنوان مد روز و فشار خانوادگي ِ دوستان و همسالان .
علل زيستي : كژكاري هيبوتالاموس .
عوارض : پوكي استخوان ِ بي خوابي ِ عصبي بودن ِ توقف قاعدگي ِ بيماريهاي قلبي و ساير بيماريهاي مرگبار ِ خود كشي به علت عزت نفس پايين .
درمان : هيچ داروي مشخصي وجود ندارد كه تاثير ان بر اين بيماري قطعي باشد اما بايد تلاش كرد تا نگرش فرد نسبت به خود تغيير كند . با مشكلات شخصي و عاطفي به صورت منطقي برخورد كند و سعي كند با كمك مشاوران و درمان گران مشكل خود را حل كند .
جوع : جوع يا پرخوري رواني عبارت است از يك پرخوري رواني كه در ان فرد در زمان كم غذاي زيادي مي خورد اما براي جلوگيري از چاقي خود را به استفراغ واداشته و يا اؤ مواد مسهل استفاده مي كند . اين بيماري عموما در دوران بلوغ اغاز مي شود .
علايم شايع :
حالات مكرر شكمبارگي طي مدت كوتاه (كمتر از دو ساعت ) افسردگي و احساس گناه بس از حمله تلاش براي كاهش وزن نوسانات مكرر وزن به ميزان بيش از 4.5 كيلوگرم به خاطر غذا خوردنهاي افراطي و رزيم گرفتن سخت به دنبال ان.
علل احتمالي بيماري :
عوامل شخصيتي : عزت نفس و اعتماد به نفس كم ِ افسردگي ِ مشغوليت ذهني در رابطه با جذاب بودن فرم بدن .
عوامل زيستي :
به علت رابطه زياد بين اين بيماري و افسردگي معمولا وجود يك اختلال شيميايي علت اصلي هر دو مي باشد مثل نقص " اتصال دهنده سروتنين " همچنين سطح هورمون كوله سيتوكينين كه باعث احساس سيري مي شود در اين بيماران كم است . عوامل اجتماعي و خانوادگي : محيط خانوادگي خشك ِ وجود استرس شديد در زندگي اين افراد و تاكيد جامعه بر لاغري . همچنين افرادي كه دچار بي اشتهايي رواني هستند بيشتر در معرض اين بيماري قرار دارند .
عوارض بيماري :
عدم تعادل مايعات بدن به علت استفراغ هاي مكرر ِ بيماريهاي دهان و دندان به علت تماس با اسيد معده و سوء تغذيه بدون درمان .
درمان :
داروهاي ضد افسردگي در اين بيماران گاهي كمك كننده مي باشد . تقويت عزت نفس در اين افراد و دور كردنشان از محيط هاي استرس زا .
منابع : زمينه روانشناسي هيلگارد :(اتكينسون - اسميت - اريكسون ) ترجمه ي دكتر رفيعي انتشارات ارجمند (1383)
تهيه كننده : فايضه پور شهلا |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:36 توسط modir
|
|
||